محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
484
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
كجا به تو رسيدهاند و سردارشان كه فرماندهى كارزار با شما به او سپرده شده است ، كيست . چون آگاهى اندك من از چگونگى حملهء شما و از سرانجام كار دشمنان شما ، مرا از نوشتن پارهاى از آنچه كه مىخواستم بنويسم ، بازداشته است . از اين رو ، اردوگاههاى مسلمانان و سرزمينى را كه ميان شما و مدائن قرار دارد ، آنسان براى من وصف كن كه گويى به آنها مىنگرم . مرا از كار مسلمانان آگاه ساز . از خدا بترس و به او اميدوار باش و به هيچ چيز مناز . بدان كه خداوند به شما وعدهء پيروزى داده و به انجام رساندن آن را بىهيچ خلافى ، پذيرفته است . به هوش باش تا آن را از تو بازنگيرد و ديگرى را به جاى شما بر نگزيند . ( 1 ) 310 / الف - ب نامه نوشتن عمر و سعد به يكديگر ، دربارهء قادسيّه طبرى ص 2229 . سعد ، شهرهاى قادسيّه را كه ميان خندق و عتيق قرار داشتند ، براى عمر وصف كرد . نيز براى وى نوشت كه : از سوى چپ قادسيه ، رودى تنگ و سبزفام ، در دو شاخه به سوى حيره مىرود . يكى از آن دو ، به راه بيابان و ديگرى بر كرانهء رودى به نام الحضوض ، در ميان خورنق ( 1 ) و حيره پايان مىپذيرد . از سوى راست قادسيّه ، يكى از رودهاى پارسيان تا ولجه پيش مىرود . همهء مردم سواد كه پيش از اين با مسلمانان هم پيمان گشته بودند ، با پارسيان گرد آمده و به پيكار با ما آماده گشتهاند ، كسى را كه براى رويارويى ما برگزيدهاند ، رستم و كسانى همانند وىاند . آنان مىكوشند كه ما را به جنبش آورده به صحنهء كارزار بكشانند ؛ ما نيز مىكوشيم كه ايشان را به هيجان آورده براى پيكار ، به بيرون بكشانيم . ولى با اين همه ، دستور خدا و فرمان بىچون و چراى وى - به سود يا به زيان ما - پيش خواهد رفت . از اين رو ، از خداوند مىخواهيم كه ما را همراه با تندرستى ، از سرنوشت و تقديرى بهتر برخوردار سازد . عمر در پاسخ وى نوشت : نامهء تو به دست من رسيد و از مضمون آن ، آگاه گشتم . در جايگاه خويش بمان تا خداوند دشمن را به سوى تو به جنبش آورد . بدان كه اين نبرد را پيامدى خواهد بود . چنانچه پروردگار ، شكست دشمنان را روزى شما گرداند ، ايشان را دنبال كن تا به درون مدائن درآيند ، كه در اين صورت - به خواست خدا - مدائن ويران خواهد گشت .